وبسایت یک مدیر

از دلِ شبِ ۲۳ فوریه ۲۰۲۶

  • خانه
  • از دلِ شبِ ۲۳ فوریه ۲۰۲۶

از دلِ شبِ ۲۳ فوریه ۲۰۲۶

از دلِ شبِ ۲۳ فوریه ۲۰۲۶

امشب که این سطور را می‌نویسم،
۲۳ فوریه ۲۰۲۶ است.

نمی‌دانم زمانی که شما این مطلب را می‌خوانید،
ایران در چه وضعیتی است.

نمی‌دانم توافقی میان ایران و آمریکا حاصل شده،
یا درگیری گسترده‌ای رخ داده،
یا زیرساخت‌های کشورم سالم مانده‌اند
یا زخمی شده‌اند.

زمان چیز عجیبی است.

ستاره‌ای را در آسمان می‌بینیم،
در حالی که شاید سال‌ها پیش خاموش شده باشد.
اما نورش هنوز در راه است.
ما گذشته را به شکل حال می‌بینیم.

شاید نوشته‌ای که امشب از دل من بیرون می‌آید،
زمانی خوانده شود که واقعیت تغییر کرده باشد.
اما نورِ احساسِ این لحظه،
همین حالا واقعی است.

و حقیقت این است که
دلم سنگین است.

 

۱۴۰۴؛ سالی که آسان نگذشت

سال ۱۴۰۴ سال ساده‌ای نبود.

مشکلات اقتصادی عمیق‌تر شد.
نااطمینانی بیشتر شد.
فشار بر کسب‌وکارها سنگین‌تر شد.

و از همه تلخ‌تر،
جوانان این سرزمین را از دست دادیم.

من آن روزها ایران بودم.
خیابان‌ها را دیدم.
چشم‌های خسته را دیدم.
خشم را دیدم.
اندوه را دیدم.

در دو سوی یک خیابان،
هموطن روبه‌روی هموطن ایستاده بود.
و هر دو زخمی شدند.

آن جوانی که فریاد می‌زد،
دشمن نبود؛
او خسته بود.
او امیدش را از دست داده بود.

و آن سربازی که شلیک کرد،
او هم شاید همان مشکلات را داشت.
لباسی بر تنش بود،
اما دردش مشترک بود.

ما همه در یک کشتی بودیم.

و هنوز هستیم.

 

جنگ، راه‌حل نیست

در این روزها حرف از جنگ زیاد شنیده شد.
از بمباران.
از حمله.
از “نجات با موشک”.

صادقانه بگویم،
برای من قابل فهم نیست که کسی ادعای وطن‌دوستی داشته باشد
و هم‌زمان از حمله نظامی به وطنش حمایت کند.

کدام کشور را دیده‌ایم
که با جنگ خارجی،
به آرامش و توسعه رسیده باشد؟

قدرت‌های بزرگ با منافع حرکت می‌کنند،
نه با دلسوزی.

پرویز شاپور جمله‌ای دارد که همیشه در ذهنم مانده:
«گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرنده در قفس است.»

سیاست بین‌الملل، همین‌قدر ساده و همین‌قدر بی‌رحم است.

آزادی با صدای انفجار وارد نمی‌شود.

تفکیک، نه تناقض

اگر می‌خواهید قضاوتم کنید، بکنید.

من با ساختار اقتصادی و حکمرانی فعلی نقد جدی دارم.
بارها نوشته‌ام.
شفاف گفته‌ام.

اما در عین حال،
اگر خاک ایران مورد حمله خارجی قرار بگیرد،
من در دفاع از این سرزمین تردید نمی‌کنم.

این تناقض نیست.
این بلوغ است.

می‌شود یک نظام را نقد کرد
و هم‌زمان از وطن دفاع کرد.

می‌شود با ساختار مشکل داشت
اما با ویرانی کشور مخالف بود.

این تفکیک است،
نه تضاد.

 

ایران، فقط سیاست نیست

ایران فقط حکومت نیست.
ایران فقط خبرهای سیاسی نیست.

ایران یعنی
مادری که نگران آینده فرزندش است.
کارآفرینی که زیر فشار مالیات و تحریم دوام آورده.

دانشجویی که هنوز آرزو دارد.
کارگری که هنوز امید دارد.
ایران یعنی ظرفیت.
یعنی موقعیت ژئوپلیتیک.
یعنی نیروی انسانی تحصیل‌کرده.
یعنی تاریخی که هزاران سال ایستاده.
این کشور با بمب ساخته نمی‌شود.
با هیجان هم ساخته نمی‌شود.
با عقلانیت ساخته می‌شود.
با حرکت مستمر.
با بلوغ جمعی.

۱۴۰۵؛ سال حرکت، نه هیجان
۱۴۰۵ را سال اسب نامیده‌اند.
اسب نماد حرکت است.
اما نه حرکت کور.
اسب رام‌شده،
قدرتِ مدیریت‌شده است.
اگر ۱۴۰۴ سال التهاب بود،
امیدوارم ۱۴۰۵ سال جهت‌مندی باشد.
حرکت کنیم،
اما با برنامه.
تصمیم بگیریم،
اما بدون هیجان‌زدگی.
بجنگیم،
اما برای ساختن نه برای ویران کردن.

و یک جمله شخصی
گاهی تمام درونت گریه می‌کند،
غیر از چشمانت.
این حال این روزهای من است.
اما امروز به یکی از دوستانم گفتم:
«آرام باش.
اضطراب هیچ سرنوشتی را تغییر نداده.»
امید، ساده‌لوحی نیست.
انتخاب آگاهانه است.

نوروز را، هر کجا که هستید،
با هر احساسی که دارید،
به شما تبریک می‌گویم.
باشد که ۱۴۰۵
سال حرکت هوشمندانه،
سال بلوغ جمعی،
و سال ساختن دوباره باشد.
با احترام
محمد وحیدی‌راد
مدیر انجمن بازرگانی ایران و کانادا

 

fa_IRPersian