دوازده روز جنگ بود…
اما برای ما، گویی دوازده قرن گذشت.
امروز، ۲۵ ژوئن ۲۰۲۵، که این کلمات را مینویسم، جنگ به پایان رسیده است. آسمان ایران دیگر از صدای موشکها و آژیرها نمیلرزد. اما زخمهای این دوازده روز، بر قلب و روح میلیونها ایرانی، چه در داخل وطن و چه در دوردستهای جهان، باقی مانده است. من قصد نداشتم این ماهنامه را منتشر کنم. میخواستم سکوت کنم، مثل بسیاری از ما که در این روزها، میان اضطراب و امید، زبانمان بند آمده بود. اما حالا که طوفان فروکش کرده، وظیفه دارم سخنی بگویم؛ نه فقط بهعنوان مدیر انجمن بازرگانی ایران و کانادا، بلکه بهعنوان یک ایرانی که قلبش با هر تپش، برای وطن میزند.
روزهایی که زمان متوقف شد
در این دوازده روز، ما نهتنها شاهد انفجارها و بیقراری آسمان ایران بودیم، بلکه شریک درد، اضطراب و اشکهای فروخورده میلیونها انسان بیگناه شدیم. جنگ، آنگونه که تصمیمسازان جهانی آن را در نقشهها و بازیهای ژئوپلیتیک میبینند، برای ما ایرانیان چیزی بیش از یک واژه بود. جنگ، یعنی مادری که شبها با ترس از صدای انفجار، فرزندانش را در آغوش میفشرد. جنگ، یعنی پدری که در صفهای طولانی برای نان، به آینده فرزندانش میاندیشد. جنگ، یعنی کودکی که رویاهایش زیر آوار واقعیتهای تلخ دفن میشود.
برای ما ایرانیان خارج از کشور، این روزها شبیه انتظار پشت درهای بسته اتاق عمل بود. در تورنتو، مونترال، ونکوور یا هر گوشه دیگر از جهان، چشم به صفحههای خبر دوختیم. تماسهایمان با تهران، شیراز، اصفهان یا تبریز دیگر رنگ و بوی گذشته نداشت. هر مکالمه، یک سؤال تکراری: «امن هستید؟» و هر پاسخ، بغضی که در گلو میماند. ما دعا کردیم، آرزو کردیم، و با تمام وجود خواستیم که این کابوس پایان یابد. امروز، از صمیم قلب برای همه هموطنانم، چه آنها که در ایران این روزها را پشت سر گذاشتند و چه آنها که از دور شاهد بودند، آرزوی سلامتی و آرامش دارم.
کسبوکارها در سایه جنگ
جنگ تنها به میدان نبرد محدود نمیشود؛ اثراتش به اقتصاد، تجارت و معیشت مردم نفوذ میکند. در این دوازده روز، کسبوکارهای ایرانی، از کارگاههای کوچک خانوادگی گرفته تا شرکتهای بزرگ، زیر فشار بیسابقهای قرار گرفتند. زنجیرههای تأمین مختل شد، بازارها متزلزل شدند و اعتماد سرمایهگذاران، چه داخلی و چه خارجی، به لرزه درآمد. بسیاری از فعالان اقتصادی، که سالها برای ساختن آیندهای بهتر تلاش کرده بودند، شاهد توقف پروژهها و از دست رفتن فرصتها بودند.
اما در این میان، تابآوری کسبوکارهای ایرانی بار دیگر خود را نشان داد. کسبهای که با وجود خطر، درهای مغازههایشان را باز نگه داشتند، کارآفرینانی که با ابتکار عمل، راههایی برای ادامه فعالیت یافتند، و خانوادههایی که با حمایت از یکدیگر، چرخ اقتصاد محلی را زنده نگه داشتند. این روحیه، همان چیزی است که ما در انجمن بازرگانی ایران و کانادا به آن افتخار میکنیم و میخواهیم آن را تقویت کنیم.
مسئولیت ما در برابر آینده
این دوازده روز، چیزی در ما تغییر داد. ما دیگر نمیتوانیم صرفاً تماشاگر باشیم. ما، بهعنوان بخشی از جامعه ایرانیان کانادا، بدهکاریم؛ بدهکار به مردمی که در سختترین شرایط ایستادگی کردند، به کودکانی که حق دارند در صلح و امنیت بزرگ شوند، و به آیندهای که باید برای ایران بسازیم. این بدهکاری، نه با حسرت و تأسف، بلکه با عمل و تعهد بازپرداخت میشود.
ما در انجمن بازرگانی ایران و کانادا باور داریم که تجارت، فراتر از مبادله کالا و خدمات، ابزاری برای ساختن صلح و اعتماد است. تجارت، گفتوگویی است که ملتها را به هم پیوند میدهد و وابستگیهای مثبت ایجاد میکند؛ وابستگیهایی که جنگ را پرهزینه و صلح را سودمند میسازد. امروز، بیش از هر زمان دیگر، وظیفه داریم که با تقویت روابط تجاری بین ایران و کانادا، به بازسازی اعتماد و ثبات اقتصادی کمک کنیم.
ما نمیگوییم که در این دوازده روز، کمکهای مالی یا خیریهای جمعآوری کردیم، چرا که صداقت، اولین اصل ماست. اما قول میدهیم که از امروز، با تمام توان برای حمایت از کسبوکارهای ایرانی تلاش کنیم. ما در حال برنامهریزی برای ابتکاراتی هستیم که نهتنها به احیای اقتصاد ایران کمک کند، بلکه فرصتهایی برای همکاریهای بینالمللی فراهم آورد. از ایجاد پلتفرمهای تجاری دیجیتال گرفته تا برگزاری نشستهای مشترک با فعالان اقتصادی کانادا، هدف ما این است که ایران را بار دیگر بهعنوان شریکی قابل اعتماد در صحنه جهانی معرفی کنیم.
دعوت به تحول
دوازده روز جنگ، نقطه عطفی برای همه ما بود. این روزها به ما آموخت که سکوت، دیگر گزینه نیست. از تمام اعضای انجمن، کارآفرینان، متخصصان و هموطنان دعوت میکنم که در این مسیر با ما همراه شوند. بیایید این بحران را به فرصتی برای تحول تبدیل کنیم؛ تحولی در نگاهمان به مسئولیت اجتماعی، به سرمایهگذاری در آموزش و نوآوری، و به دیپلماسی اقتصادی که میتواند از تکرار چنین روزهایی جلوگیری کند.
ما در انجمن بازرگانی ایران و کانادا، متعهد هستیم که صدای کسبوکارهای ایرانی باشیم و پلی برای اتصال آنها به بازارهای جهانی بسازیم. بیایید با هم، آیندهای بسازیم که در آن، هیچ کودکی از صدای انفجار نترسد، هیچ خانوادهای نگران نان شب نباشد، و هیچ کارآفرینی از آینده ناامید نشود.
دوازده روز گذشت…
اما مأموریت ما تازه آغاز شده است.
برای ایران، برای صلح، برای آیندهای روشنتر.
با احترام،
مدیر انجمن بازرگانی ایران و کانادا
